تبلیغات
وبلاگ رسمی داستان SHINee - who must die?3

SHINee


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:دوشنبه 19 مرداد 1394-10:38 ب.ظ

نویسنده :eun ★Jae

who must die?3

های های های های درود بر همه  
اومدم با قسمت جدید 
چقده وب خلفته هی هوییی هیچکی نیسسسس؟ ایا این درست است؟ وب به این خلوتی؟
حرفی ندارم بپرید ادامه

 

اقای سونگ در کلاس رو باز کرد و رفت تو پشت میز ایستاد

اقای سونگ : سلام بچه ها امروز یه شاگرد جدید داریم

با سر بهم فهموند برم تو  رفتم و کنارش ایستادم

اقای سونگ: خودتو به بچه ها معرفی کن

: سلام من لی تمین از مدرسه شین مین هستم و به اینجا منتقل شدم از دیدنتون خوشحالم

اقای سونگ: بهتره باهم مهربون باشید  تمین یه صندلی اونجا خالیه میتونی بری اونجا

 رفتم سمت صندلی ( بسی بچه های نچسبی بودن ازشون خوشم نیومد اوف یکی کای چن شما الان دارید چیکار میکنید )

 سر جام نشستم یه نگاهی به همه بچه ها انداختم که روی نمیکت اخر همون پسری که توی جنگل دیده بودمرو دیدم مطمئنم خودشه درست باهمون چشم بند سفید روی چشم راستش .

خیلی عجیب بود .

با  بی حوصلگی تمام نشستم تا زنگ خورد  همینکه زنگ خورد همشون ریختن سرم

: وای تو از سئول اودی؟

:واقعا مدرسه شین مین میرفتی؟

:مدرسه غیرانتفاعی خیلی عالیه نه؟

از اون وسط یه پسر خوشگل اومد سمتم

: بسه بچه ها بزارید نفس بکشه

دستشو سمتم دراز کرد

: سلام من جونگهیونم کیم جونگهیون مسئول تمام اتفاقات این کلاس

: اتفاقات؟

جونگهیون: خوب اره

: مگه چه اتفاقاتی اینجا میوفته

جونگیون: هیچی ولی درکل اگه اتفاقی بیوفته من پیگیری میکنم

:اهان خوب خوشبختم

یکم عجیب نگام میکرد ولی خوشگل بود

یکم که گذشت حدودا با بیشترشون دوست شدم کیبوم یکی از اونا بود که خیلیم شوخ بود

 لوهان کریس سولی  جونسو   دی او  یونا کسایی بودن که باهاشون اشنا شدم  زنگ  اخر امروز ورزش بود  قرار شد وسطی بازی کنیم  مشغول بازی بودیم که یه پسری خیلی وحشیانه توپ رو به طرفم پرت کرد و باعث شد پام ضرب ببینه بعد از مدرسه رفتم بیمارستان تا به پام یه نگاهی بندازن  بعد از اینکه یه اتل به پام بستن سوار اسانسور شدم که برم که متوجه کسی که تو اسانسور بود شدم اون همون پسرس همون که یه چشمش چشم بند داره

: اوم سلام تو از بچه های مدرسه مایی؟

جوابی بهم نداد سرشم پایین بود

: جواب نمیدی؟

نه جواب بده نبود دقت که کردم دیدم اسانسور داره میره طبقه -2

: توی انباری بیمارستان کاری داری؟ اسانسور وایستاد از در بیرون رفت داشت توی تاریکی راهرو ناپدید میشد که داد زدم

: لااقل بگو اسمت چیه؟

سرجاش وایستاد و بعد یکم مکس

:مینهو چوی مینهو

و بعد رفتم حس عجیبی داشت اون پایین روی یکی از تابلو هارو خوندم  "سردخونه" " اتاق دارو های ضروری"

 سوار اسانسور شدم و رفتم خونه  یچیزی عجیب بود

 روی تختم ولو شدم از خستگی حتی فرم مدرسه رو هم درنیاوردم و خوابیدم صبح زود رفتم مدرسه میخواستم بااون پسر مینهو حرف بزنم .

  

 از در کلاس که رفتم تو کیبوم اویزونم شد

کیبوم: به رفیق جدید میخوام امروز خودم مدرسه رو قشنگ بهت نشون بدم تا نهار نظرت چیه

: ام چیزه (ای بابا چرا همیشه یکی برنامه های منو بهم میزنه) باشه

داشتم مییرفتم سمت اون پسره مینهو که معلم از راه رسید

یه کلاس حوصل سربر دیگه به نام تاریخ  نکه از درس بدم بیاد ها نه ولی واقغا توضیحات حوصله ادم رو سرمیبره  زنگ خورد و مکیبوم و جونگهیون اومدن پیشم

کیبوم: خب پاشو بریم بگردیم

دنبالشون رفتم  کلا مدرسه رو وجب کردن  و بالاخره بیخیال شدن  توی حیاط روی صندلی نشستم یه دختری به اسم سولی کنارم نشست

سولی: تمین مدرسه رو قشنگ دبدی؟

: اره کیبوم قشنگ نشونم داد

سولی: چیزی نگفتن؟

: اوم نه

سولی :هیچی

: اوهوم

بچه ها در حال ورزش بودن

: صبر کن ببینم اینجا مگه کلاسا باهم ورزش نمیکنن

سولی سرخ شد

سولی: اوم خب کلاس 13 فرق داره کلاس 1 تا 5 – 6تا 10 و 11و12 و 14و 15 هم باهم ورزش میکنن -_-

: اهان عجب  راستی من این پسره مینهو رو نمیبینم  نه اینجا نه سر نار

سولی کاملا قرمز شده بود

سولی اا خب ام چیزه ...

همینطور من من میکرد و منم چشمم رو میچرخوندم که روی پشت بوم دیدمش 

هاهاهاهاهاهاهاها  نظررر زیر 20 = نزاشتن:/  تا این قسمت مهربون بودم دیه:) 


نظرات() 
نوع مطلب : who must die? 
http://plaza.rakuten.co.jp/
جمعه 30 تیر 1396 10:17 ب.ظ
Heya! I'm at work browsing your blog from my new iphone 3gs!
Just wanted to say I love reading through your blog and look forward
to all your posts! Keep up the outstanding work!
manicure
جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:46 ب.ظ
I like the helpful information you supply to your articles.
I'll bookmark your weblog and take a look at once more right here regularly.
I'm quite sure I'll be told many new stuff proper right here!
Good luck for the following!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:09 ب.ظ
Hi there! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.

Would you be interested in trading links or maybe guest writing a blog article or vice-versa?
My website covers a lot of the same topics as yours and I believe we could
greatly benefit from each other. If you might be interested feel free to
send me an email. I look forward to hearing from you!
Wonderful blog by the way!
aghar$
پنجشنبه 22 مرداد 1394 12:00 ب.ظ
ای بابا از بیست هم زد بالا من پوکیدمممممم حوصله ام سر رفففت
پاسخ eun ★Jae : الهی گزایشم دیه
☆♡yalda♡☆
پنجشنبه 22 مرداد 1394 06:30 ق.ظ
و باز هم عادت نحسه خوندنه کامننتا

نگا منو ب خاکه سیا نشوندی دور از جونم
6صب بیدار شدم اومدم داستان بخونم
پاسخ eun ★Jae : خخخ هیلی خوبه
aghar$
چهارشنبه 21 مرداد 1394 08:56 ب.ظ
یه جورایی درکت میکنم البته حال من از شما خراب تره آبجی گلم...یه چیز بگم فقط دل خودم رو بردم کربلا...این که من تو آپارات دو ساله که عضوم از شاینی و جونگهیون اینا ویدیو میزارم فک کنم تا حالا نود و چهار تا ویدیو گزاشتم اونوقت فقط بیست و یکیش مونده یه نفر همش ویدیو هام رو پاک میکنه آخه...
بازم بگم که از دو سال پیش تا الان فقققط پنجاه و یکی نظر داشتم آبجی...دیگه چه کنیم ......
پاسخ eun ★Jae : هی منم اپارات 10 تا ویدیو گزاشتم 1 یا 2تاش مونده اونجا کلا هرچیو غیر اسلامی ببینن میپاکن
aghar$
چهارشنبه 21 مرداد 1394 08:51 ب.ظ
با اجازتون سیزده سالمه .... توجه کردین موقع امتحانا و سرشلوغی و زمانی که نمیتونی پست بزاری همه با کله توی وبن میگن بعدی رو بزاربدو بدو میبینی صد تا نظر داری اونوقت الان که تابستونه به قول آبجیم هیچ جا خر پر نمیزنه؟هیشکی حال نداره نظر بده...
پاسخ eun ★Jae : اخی عزیزم
دقیقا همینطوره پارسال اوف تو امتحانا تا صبخ دعوا بود که چقدر شلوغه هوو ها دعوااا بعد امتحانا مگس تکونی شد امسالم همینطوره
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:36 ب.ظ
اپ گن ببینم
پاسخ eun ★Jae : چشم
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:35 ب.ظ
اخی بیست تاشد
پاسخ eun ★Jae : اورین
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:35 ب.ظ
اغااااااااااااااااااا
اااههههههههههههههههه سولییییییییی
پاسخ eun ★Jae : ااااا زشته سولی خوفه
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:35 ب.ظ
خخخخخخخخ
چ مدرسه عجیبی
پاسخ eun ★Jae : اوره فجیه
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:34 ب.ظ
داسیت باهاله
پاسخ eun ★Jae : ممنون
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:34 ب.ظ
بیست تا کمت نشه؟
پاسخ eun ★Jae : نه خیلیم کمه این وب قبلا داسیاش زیر 30 تا نظر نداشت
zahra
چهارشنبه 21 مرداد 1394 05:34 ب.ظ
سلام
پاسخ eun ★Jae : سلام
aylar
سه شنبه 20 مرداد 1394 11:52 ب.ظ
Merci azizam zuuuuudi baadiii
پاسخ eun ★Jae : بوشه بوشه ولی باید نظرا 20تا بشه
مریم
سه شنبه 20 مرداد 1394 11:47 ب.ظ
خدایا این مینهو اون بالا چیكار میكنه؟؟؟؟؟
پاسخ eun ★Jae : هههه کار خاصی نموکونه
lily
سه شنبه 20 مرداد 1394 07:01 ب.ظ
مرسی اونی
منتظر بعدیم;-)
پاسخ eun ★Jae : خواهش گلی
Zahra
سه شنبه 20 مرداد 1394 05:10 ب.ظ
سلام
این مینهو خیلی مشکوک میزنه ها
عالی بود
زودی بعدیو بزار
پاسخ eun ★Jae : سلام گلم
خخخ بیچاره
ممنون
اوکی
yeganeh
سه شنبه 20 مرداد 1394 03:01 ب.ظ
جالب بود عزیزم
بعدیو زووووودی بزار پلیز
مینهوی مشکوک
تچکر فراااااوووون
پاسخ eun ★Jae :
چشم
خواهششش
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:32 ب.ظ
من اینجام پشتت ام از همه بیش تر نظر میزارم
و از همه جوون ترم
پاسخ eun ★Jae : الهی عزیزم فدات
نازی چندسالته
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:29 ب.ظ
اگه جواب بدی سی تا سی تا برات نظر میزارم دوست عزیز که مطمئنم حداقل ۱۴ سال داری
و مطمئنم از من خیلی بزرگتری ولی مهم سن نیس مهم یه فرد پایه ست که من اون فرد ام و همیشه پشتت ام
پاسخ eun ★Jae : اینم سه تا
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:29 ب.ظ
اگه جواب بدی سی تا سی تا برات نظر میزارم دوست عزیز که مطمئنم حداقل ۱۴ سال داری
و مطمئنم از من خیلی بزرگتری ولی مهم سن نیس مهم یه فرد پایه ست که من اون فرد ام و همیشه پشتت ام
پاسخ eun ★Jae : دوبار تکرار شده
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:29 ب.ظ
اگه جواب بدی سی تا سی تا برات نظر میزارم دوست عزیز که مطمئنم حداقل ۱۴ سال داری
و مطمئنم از من خیلی بزرگتری ولی مهم سن نیس مهم یه فرد پایه ست که من اون فرد ام و همیشه پشتت ام
پاسخ eun ★Jae : جواب میدم پس چی
عزیزم من بیوم توی وب هست من 17 سالمه
قربونت ساغر جونی
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:26 ب.ظ
اشششکال نداره خودم واست بیست تا نظر میزارم دوستم این تنها داستانیه که ازش خوشم اومده و خوشبختانه نت دارم هاهاهاها!
نگران نباش خودم بیست تا بیست تا نظر میزارم برات!
پاسخ eun ★Jae : فداتتتت
نههه لاسم نیستتت
aghar$
سه شنبه 20 مرداد 1394 02:24 ب.ظ
بیست تا نظر میخوااااد؟
ای بابا یه داستان اعصاب خورد نکن پیدا کردیم اونم خیلی قشنگ ولی با بیست تا نظر ادامه پیدا میکنه:\
پاسخ eun ★Jae : خیلی زیاده واسه یه وب با روزی 2هزارتا بازدید؟؟؟؟؟؟؟
ای حانم فدات خوب چه کنیم دیه دلمون به همین نظرا خوشه
mahsa
سه شنبه 20 مرداد 1394 10:59 ق.ظ
خیلی قشنگ بود

منتظر ادامه ام

پاسخ eun ★Jae : ممنون فدات
چشم
seti
سه شنبه 20 مرداد 1394 09:53 ق.ظ
سلام
ای جانم داسیت مینهو داره
چشم بند چی میگه؟
خیلی قشنگ بود عزیزم
منتظر قسمت بعدیم
موفق باشی گلی
پاسخ eun ★Jae : سلام
پ ن پ بدون عشقمه
یچی میگه دیه
حتما
مرسی عسیسم
Melik.ni
سه شنبه 20 مرداد 1394 03:25 ق.ظ
مشتاقم واسه خوندن بعدی
دستت مرسی
پاسخ eun ★Jae : قربدنت چشم
دست تو هم مرسی که خوندی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر